تبليغاتX
شمیم زهر شیرین -
سلام به همه ی دوستان عزیزم که در این چند روزه به اینجا سر زدن... امیدوارم منو به خاطر تاخیر در قدر دانی از محبتتون ببخشین

سبز باشید و همیشه عاشق

شمیم....

----------------

شعر امشب از خودمه امیدوارم خوشتون بیاد ..البته من بیشتر متن می نویسم ...حالا از اونا هم به تدریج اینجا می نویسم با این امید که همراهم باشین....

----------------

چه کسی؟!!

چه کسی می داند....      پشت دیوار سکوت چه هیاهویی هست؟

یا چه کس می داند هر دلی از تب عشق چه کسی بی تاب است؟...

من نگفتم همه را می دانم....      من فقط می گویم..     از خودم  اگاهم

و دلم می خواهد..      تو هم آگاه شوی....

آری ای دوست بدان...

تو بدانی کافیست

که من از عالم و از هر چه در آن است...   تو را میخواهم

تو بمان...     گر همگان هم بروند     باز تنها نشوم..

" که به دام تو اسیرم ای دوست...      و خدا داند و تو      از همه هستی خود....

بی تو سیرم ای دوست".......

+ نوشته شده توسط شمیم در پنجشنبه 24 خرداد1386 و ساعت 2:21 |
----------------------------------------- ---------------------------------------------