تبليغاتX
شمیم زهر شیرین -
سلام دوستان..ممنون از محبت همتون...

امروز یه شعر از خودم می نویسم ..به خوبی خودتون ببخشین...ضمنا فردا امتحان دارم دعام کنین...از خستگی اومدم اینجا سر بزنم یه کم انرژی بگیرم...

همه تونو دوست دارم...

شمیم...

-------------------------------------------

چه دلتنگم.....

چه دلتنگم....چه بی صبرانه می خواهم در آغوشت بیاسایم...

چه غمگینانه چشمانم به راه تست....

دلم می خواست... در آهسته وا می شد...

به گوشم می رسید آنگاه...

طنین دلنواز گام های استوار تو...

دلم می خواست... بی پروا به سویم گام برداری..

مرا آنگونه که... دلهای ما همیشه می خواهد... به بر گیری...

و غرق بوسه سازی... دیدگان اشک بارم را...

و من...ناباورانه خیره گردم در نگاه تو...

که در آن لحظه هم باور نخواهم کرد...

به پایان آمده این انتظار تلخ مرگ آور.....

-------------------------

+ نوشته شده توسط شمیم در یکشنبه 3 تیر1386 و ساعت 18:22 |
----------------------------------------- ---------------------------------------------