سفر به خیر عزیزم........
امشب دوباره مرا تنها گذاشتی و رفتی .... مثل شش سال قبل که برای اولین بار باید از هم دور می شدیم..آنقدر دور که دیگر نمیشد انتظار دیداری زود هنگام را داشت.......
عزیزم این بار باید دلتنگ دنیای کوچکت هم باشم....نوگل زیبای زندگی تو که هنوز طنین خنده های کودکانه اش در گوشم می پیچد.....
وقتی هواپیما اوج گرفت و سینه ی آسمان را شکافت تا ما پرواز دوباره ی شما را باور کنیم نمیدانی چه قدر دلتنگت شدم......دو ماه!!...چه زود گذشت و مثل همیشه من بودم و یک دنیا گرفتاری...من و وقت های زیادی که مجبور بودم دور از تو سپری کنم...حدیث تکراری درس و دانشگاه و...و...و...
مرا ببخش گلم...مرا ببخش......
به یاد دست خطی افتادم که شش سال قبل وقتی برای اولین بار به اتاق خالی از تو و پر از خاطره هایت قدم گذاشتم نوشته بودم........امشب میخواهم دوباره آن را بنویسم..میدانم به کلبه ی تنهایی ام قدم خواهی گذاشت پس بدان که جایت خیلی خالیست.......خیلی....
-----------------------------------------------------
تقدیم به خواهر عزیزم.....
-----------------------------------------------------
همدم شب های تار بی کسی ام....
مونس قلب رنجدیده ام.......
عابر لحظه های بی مسافرم.......
تجسم تمامی ارزوهایم.......
جز تو چه کسی می توانست غم غریب چشمانم را ناگفته بخواند و شادی پنهان سینه ام را نادیده حس کند؟.....
تنها تو بودی که لحظه لحظه شب های انتظارم را با من به صبح می رساندی...و قطره قطره اشک های بی کسی ام را در دامانت جای می دادی......
دستان همیشه مهربانت نوازشگر گونه های خیسم بود و شانه های صمیمی ات تکیه گاه خستگی هایم......
عزیزم..باز هم شبی دیگر فرا رسیده...باز هم بغضی سنگین گلویم را می فشارد......
در پهنای اسمان ستاره ای سوسو نمی زند...و صدای پای مسافری در کوچه به گوش نمیرسد....
گلدان همیشه سیراب اتاقت آب از دستان تو می طلبد و قاب زیبای دیوار در جستجوی چشمان همیشه بینایت بر آمده است....
در و دیوار عطر تنت را آرزومندند و زمان فقدانت را ناباورانه در خود فرو می برد....
و همیشه منتظر تو....اینجا...روی صندلی خالی ات نشسته است و از هستی و آفاق این بار تنهای تنها تو را انتظار می کشد...تویی که حضورت می تواند دوباره زانوان خسته او را جان بخشد و گرمی دستانت حس سرد تنهایی اش را در خود ذوب کند...آه چه عبث انتظاری.......
کجایی که ببینی چه ناباورانه نبودنت را نظاره گرم و چه دل تنگانه آرزوی دیدارت را دارم......
فدای تو
شمیم........

